تبلیغات اینترنتیclose
گفت‌وگو با رتبه‌های اول و دوم گروه آزمایشی علوم انسانی در آزمون سراسری سال 1390 (بخش پایانی)

دبیر ستان شهید بهشتی اسپکه
به وب سایت دبیرستان شهید بهشتی اسپکه خوش امدید

محمدرضا لمسه‌چی: در درس ادبیات باید توجه داشت که کتاب درسی یک بهانه است و در واقع فهم ادبی مهم است. خود من به ادبیات علاقه زیادی دارم و مطالعه خارج از سطح کتاب درس زیاد دارم؛ همین مسأله به من کمک می‌کند که شعرها را خوب بفهم. همین‌طور در این درس، تست زدن نقش بسیار مؤثری دارد. من سعی می‌کردم که سؤال‌های تستی را خوب بررسی و تجزیه بکنم. برای یادگیری کتاب تاریخ ادبیات از روش‌های مختلفی استفاده کردم؛ مثلاً سیر داستان زندگی یک نویسنده یا شاعر را در خاطر می‌سپردم و از مرور چندباره این کتاب نیز غفلت نکردم. در مورد تاریخ ادبیات بالای درس‌های کتاب فارسی عمومی نیز بعضی از اوقات با کشیدن یک نقاشی (اسم کتاب‌ها را به‌صورت شکل می‌کشیدم) یا پشت سر هم قراردادن آثار یک نویسنده و موزون کردن آن‌ها به‌صورت یک مصراع یا بیت، مطالب را به‌خاطر می‌سپردم.

عروض را هم به‌خاطر علاقه‌ام به شعر و شاعری خیلی زود به‌صورت گوشی قرار گرفتم و حتی اختیارات زبانی یا وزنی را به‌صورت گوشی درمی‌آوردم. برای آرایه‌ها بیشتر مفهومی کار می‌کردم و به هر بیتی از کتاب یا خارج از کتاب درسی، به‌عنوان منبعی برای مرور آرایه‌های ادبی نگاه می‌کردم.

در درس فلسفه و منطق، فهمیدن مطالب مقدم بر حفظ کردن است. به عربی نیز به‌عنوان یک زبان نگاه می‌کردم و سعی می‌کردم که به‌عنوان یک مهارت زبانی آن را یادبگیرم. من فکر می‌کنم کسی که عربی را بفمد، به‌راحتی از پس قواعد و ترجمه آن برمی آید. باقی مباحث زبان انگلیسی هم به‌جز مبحث reading که باید اطلاعات بیشتری از کتاب درسی داشت، فقط در محدوده کتاب می‌آید. در این درس هم تست و تمرین خیلی مهم است.

برای ریاضی چون دانش‌آموز رشته ریاضی بودم و در امتحانات نهایی سال سوم، حسابان را 75/19 و هندسه و جبر را 20 شده بودم، مشکل نداشتم، اما با این همه، برای این درس تست زیاد زدم و سعی کردم که بر مثال‌های کتاب ریاضی علوم انسانی تسلط داشته باشم و در کل، کتاب را دقیق مطالعه کردم. برای درس روان‌شناسی مثال‌های کتاب‌ می‌تواند انگیزه‌ای برای حفظ کردن مطلب شود؛ حتی مواردی که در کتاب برای مبحثی مثالی نیامده است، اگر خود دانش‌آموز مثال بسازد، مطلب جالب‌تر خواهد شد و راحت‌تر در ذهنش خواهد ماند.

امیرعباس حبشی: برای درس ادبیات، لغت و تاریخ ادبیات را بارها خواندم؛ یعنی اولین و آخرین کتابی که برای کنکور خواندم؛ تاریخ ادبیات بود. برای قرابت معنایی علاوه بر مطالعه شعرها و نثرهای کتاب‌های درسی، بعد از عید سه دور کل تست‌های قرابتی را که سال‌های گذشته در آزمون‌های سراسری آمده بود، زدم. عروض و قافیه را به‌صورت گوشی حل نمی‌کردم. اما آن‌قدر تقطیع کار می‌کردم و تست می‌زدم که سرعتم برای تقطیع بالا رفته بود. برای آرایه‌های ادبی هم، علاوه بر مطالعه دقیق کتاب آرایه‌های ادبی سال سوم، تست‌های آرایه‌های آزمون سراسری، دانشگاه آزاد و سنجش را چند بار زدم.

برای درس عربی کلاس خصوصی رفتم. البته قواعد را بلد بودم، اما سرعتم پایین بود. کلاس باعث شد که سرعتم بالا بود تا وقت کم نیاورم. در این درس 14 سؤال ترجمه می‌آید (8 سؤال در عربی عمومی و 8 سؤال در عربی اختصاصی) برای این سؤال‌ها باید روش بلد بود؛ برای مثال، اگر در جمله عربی واژه‌ای جمع بود، اما در ترجمه مفرد نوشته شده بود، باید آن گزینه را کنار گذاشت یا اگر در جمله عربی واژه‌ای معرفه بود، اما در ترجمه نکره معنی شده بود، آن گزینه رد خواهد شد.

برای درس زبان انگلیسی متن کتاب درسی و لغات کتاب را کاملاً مسلط بودم؛ برای همین 15 سؤال اول این درس را زدم، اما reading را اصلاً نتوانستم معنی کنم. برای این بخش از سؤال‌های آزمون زبان باید فراتر از کتاب درسی بلد بود.

برای درس ریاضی مشکل داشتم؛ یعنی سال اول دبیرستان فکر می‌کردم که ضریب این درس در رشته علوم انسانی صفر است؛ برای همین وقت برای آن نمی‌گذاشتم و زمانی به اهمیت این درس پی بردم که دیگر دیر شده بود و با این‌که سال چهارم وقت زیادی برای این درس گذاشتم، اما در نهایت توانستم خودم را از صفر درصد به 20 درصد برسانم؛ برای همین هم فکر نمی‌کردم که رتبه‌ام تک رقمی بشود.


در طی سالی که به‌عنوان یک کنکوری شناخته می‌شدید، آیا نیایش نقشی در زندگی شما داشت؟ در کل نیایش در موفقیت شما تأثیری داشت یا خیر؟

محمدرضا لمسه‌چی: قطعاً نقش داشت. توکل به خدا در آرامش و راضی بودن به نتیجه‌ای که به دست می‌آید، خیلی مؤثر است. من قبل از خواندن درس همیشه دعای خواندن درس را می‌خواندم و اگر هم زمانی اول مطالعه خواندن این دعا یادم می‌رفت، هر وقت به یاد می‌آمد، آن را می‌خواندم و همین به من آرامش می‌داد.


امیرعباس حبشی: شب کنکور می‌دانستم که اگر خدا بخواهد ممکن است اتفاقی بیفتد که نتوانم به آن‌چه می‌خواهم برسم و این را در خلوتم با خدا داشتم که: خدایا! تو می‌دانی که من تلاشم را کامل انجام داده‌ام، اما نتیجه را به تو می‌سپارم.

دعای آغاز درس را برایمان می‌گویید؟

محمدرضا لمسه‌چی: بسم الله الرحمن الرحیم. اللهمّ اخرجنی من ظلمات الوهم و اکرمنی بنور الفهم و افتح علینا ابواب رحمتک و انشّر علینا خزائن علومک برحمتک یا ارحم الراحمین

امیرعباس حبشی: همیشه هر آزمونی را با نام خدا شروع می‌کردم و در کل مطمئنم خداوند عدالتش این است که هیچ تلاشی را بی‌نتیجه نمی‌گذارد.


سال کنکور، فضای خانه برای شما مناسب بود؟

امیرعباس حبشی: فضای خانه بسیار مناسب بود. تلویزیون را به‌خاطر من به اتاق دیگری برده بودند و مهمانی‌ها را خیلی کم کردند؛ حتی عید نوروز بعضی از اقوام به‌خاطر من به منزلمان نیامدند. شب قبل از کنکور هم مشاورم به آن‌ها سپرده بود که اسمی از کنکور نیاورند و این‌که چه بکن یا چه نکن نگویند؛ در نتیجه برای من، روز کنکور یک روز عادی بود؛ مثل همه روزهای دیگر.

محمدرضا لمسه‌چی: پدر و مادرم فشاری در ارتباط با کنکور وارد نمی‌کردند. آن‌ها حرفشان این بود که تلاشت را بکن و نتیجه را به خدا بسپار. البته بعضی از اوقات صدای تلویزیون زیاد بود، اما در کل مشکل خاصی نداشتم.


24 ساعت قبل از کنکور چه می‌کردید؟

محمدرضا لمسه‌چی: شروع آزمون سراسری به من استرس وارد کرد؛ یعنی وقتی آزمون داوطلبان ریاضی شروع شد، روز کنکور ریاضی نتوانستم اصلاً درس بخوانم، اما روز کنکور علوم تجربی استرس من کم‌تر شد، اما باز هم مثل شب قبل، سخت خوابم برد. روز قبل از کنکور علوم انسانی تا ساعت 4 بعدازظهر تاریخ ادبیات و اعلام فارسی عمومی خواندم و بعد کتاب را بستم و از اتاق بیرون آمدم و فریاد زدم: «تمام شد» بعد با بچه‌ها به امامزاده اسماعیل دربند رفتیم و نزدیک نماز مغرب خانه رسیدم و شام خوردم و دوش گرفتم و خوابیدم.

امیرعباس حبشی: دو روز آخر فقط ریاضی خواندم و سه ساعت آخر مطالعه‌ام صرف خواندن نکات فلسفه و تاریخ ادبیات شد. از ساعت 7 غروب روز قبل از کنکور مطالعه را کنار گذاشتم و با مادر و برادرم پارک رفتیم و بعد دوش گرفتم. تلویزیون نگاه کردم و راحت‌‌تر از همه شب‌های گذشته خوابیدم. سر جلسه کنکور هم کوچک‌ترین اضطرابی نداشتم، با این‌که نه زبان انگلیسی و نه ریاضی را خوب جواب ندادم، اما باز استرس نداشتم.

 

اگر قرار بود یک‌بار دیگر کنکور بدهید، در برنامه‌تان تغییری می‌دادید؟

امیرعباس حبشی: اگر به اول دبیرستان برمی‌گشتم، ریاضی را جدی‌تر می‌خواندم، ولی در سال آخر همین روش را پیش می‌گرفتم.

محمدرضا لمسه‌چی: اگر دوباره کنکور می‌دادم با همین روش جلو می‌رفتم.


اصلاً حاضر هستید یک‌بار دیگر کنکور بدهید؟

امیرعباس حبشی: نه! حاضر نیستم دوباره کنکور بدهم.

محمدرضا لمسه‌چی: حاضرم که همه سال‌های زندگی‌ام پیش‌دانشگاهی باشد. سال کنکور، زندگی هدف‌دار و منظم و همه چیز دقیق و سرجایش است؛ برای من که سال خشکی هم نبود. راستش را بخواهید، برای من یکی از لذت‌بخش‌ترین لحظه‌های زندگی‌ام، سر کنکور سراسری بود؛ چون احساس می‌کردم که نتیجه تلاشم را دارم پیاده می‌کنم.

چه پیشنهادی برای داوطلبان کنکور امسال دارید؟

امیرعباس حبشی: برای انتخاب رشته به آن‌چه علاقه دارند نگاه کنند و البته نقاط قوت و ضعف خود را هم در دروس مختلف در نظر بگیرند.

محمدرضا لمسه‌چی: صبح برگزاری آزمون زود از خواب بلند شوند؛ حتی قبل از اذان صبح و با آرامش خاطر صبحانه بخورند و برای رفتن سر جلسه آزمون آماده شوند. در انتخاب رشته، هدف، علاقه و آینده را ببینند و بعد تصمیم بگیرند. مواظب باشند که تحت تأثیر جوّ نیز قرار نگیرند؛ به‌خصوص برای رشته‌های علوم تجربی و ریاضی، جوّ مثبتی وجود دارد، اما برای رشته‌های علوم انسانی و هنر این جوّ وجود ندارد.

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *


برچسب ها: ,
موضوع : | لينك ثابت
نوشته شده در تاريخ شنبه 21 مرداد 1391 توسط عبدالمالک زین الدینی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک